ROLS

هیج کس نیست مرا صلای آشنا سر دهد!!!

دریغ كز شبی چنین سپیده سر نمی زند … یكی صلای آشنا به رهگذر نمی زند چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند … از بهاران خبرم نیست … گریه امان نمی دهد …” …. بوی تو می‌کشد مرا وقت سحر به بوستان

دریغ كز شبی چنین سپیده سر نمی زند دل خراب من … یكی صلای آشنا به رهگذر نمی زند چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

شمارهٔ ۲۷: خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا …. شمارهٔ ۲۲۴: هر که را در سر زلف صنمی دسترسی است ….. شمارهٔ ۶۸۹: باز باد صبح بوی آشنایی می دهد …. شمارهٔ ۸۹۹: گمان مبر که مرا هیچ کس به جای تو باشد …. شمارهٔ ۱۰۲۳: رسید موسم عید و صلای می درداد.

غزل شماره ۴: هر دمم نیشی ز خویشی میرسد با آشنا. غزل شماره … غزل شماره ۱۴: اگر فضل خدای ما بجنبش جا دهد ما را. غزل شماره … غزل شماره ۱۹: از دو عالم دردت ای دلدار بس باشد مرا …. غزل شماره ۱۵۵: گو برو عقل از سرم در سر هوای یار هست … غزل شماره ۱۷۳: کس نیست کز غم تو دلش پاره پاره نیست … غزل شماره ۲۴۵: با هیچکس این کش مکش آن یار ندارد.

یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند.

… پروازم نیست گل به لبخند و مرا گریه گرفته ست گلو … خوش تر است چتر گل چون نیست بر سر سایبانی گو مباش … پندم دهد که سایه درین غم صبور باش ….. یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند … برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

من و پروانه را ديگر به شرح و قصه حاجت نيست حديث هستي ما … چو نی نفس تو در من افتاد و مرا … ای بس ستم که بر سر ما رفت و کس نگفت … یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند … برو که هیچ کس ندا به گوشِ کر نمی زند! … دل می ستاند از من و جان می دهد به من.

که هيچ کس نتواند گرفت جاي تو را ز روي خوب تو … زمانه نيز چه بد مي دهد سزاي تو را به ناز و نعمت باغ … فروخليد در دلم غمي که نيست مرهمش اگر نه خار او …. بکش به هر سو مرا چو شیر ِ سر در کمند به ناز بر من …. يکي صلاي آشنا به رهگذر نمي زند دل خراب من …

صد بار مرا می پزی و می چشی ای عشق. چون زر همه در … تا باز تو دستی به سر من می کشی ای عشق …. مگو که مرد رهی نیست ، هست ای ساقی …. پندم دهد که سایه درین غم صبور باش … یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند … برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند … یک صلای آشنا به رهگذر نمی زند دل خراب من دگر خراب … برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند! نه سایه دارم و …

و بعد، غربت رنگین قریه‌های سر راه. و بعد تونل‌ها، … نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی‌رهاند. … نه، وصل ممکن نیست، …. به آشنایی یک لحن،.

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست · Yes check.svg … باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است · Yes check.svg … کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست.

شاعر مأیوس است و دریغ می خورد که چرا در این شب سپیده سر نمی زند؟ در این … شبم طی شد کسی بر در نکوبید به بالینم چراغی کس نیافروخت . دور خواهم شد از این خاک غریب / که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه ی عشق / قهرمانان را بیدار کند … گذرگهی است پر ستم که اندرو به غیر غم یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند.

قیصر … تا گرفتم آشنایی با غمت. در جهان بیگانه و …

حرمت نام …. یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند … ما را رها کنید در این رنج بی حساب با قلب پاره پاره با سینه ای کباب ….. می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت …

661/1262 از سر گرفته شد، حسام الدین کمال تمام یافته و …. مثل ترانه عروسی دختر دوم صلاح الدین و دیگر غزل هایی که صرفا عارفانه نیستند. …… را دوا»د/202 بود تجلی پیدا می کند و شاعر شنوندگان سخن خود را صلا در می دهد:

با سرخ گل بگوی که تیغی به من دهد تیغی چنان … سر سبز و پر شکوفه بدار این کرانه را. با دست خود … اكسير من نه اينكه مرا شعر تازه نيست من از تو مي … دريا سرش به هيچ سري سازگار نيست اي كاشاز …. رهام کن که به مرگ آشنا تراست از عشق. کسی که … آقای من! به غیر توأم کس حبیب نیست …… برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند. اول صلا …

غیر از این اسم‌های آشنا بد نیست بدانید که حتی بعضی از ما ایرانی‌ها … آن چیزی که واژه آریایی را در دوران معاصر سر زبان‌ها انداخته ایدئولوژی نژاد برتر است که از قرن ۱۹ …. در تاکسی از ونک به تجریش شما جلو نشسته‌اید و پشت هم یک دختر جوان، یک …. تا به امروز از اتش میپرید ومیگید زردی تو ونمیدون چی با اینکه هیچکس از ادیان الهی وشرق …

… اشکم دل شمع دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت آشنايی نه غريب است که دلسوز من است … نيست بجز باد به دست غزل ۲۵ شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست صلای …. مرا ننگ ز نام است ميخواره و سرگشته و رنديم و نظرباز وان کس که چو ما نيست در اين …. مغان مرشد من شد چه تفاوت در هيچ سری نيست که سری ز خدا نيست عاشق چه کند گر …

فیزیکی و کوانتم پیوند بزند. … و هیچ مورد زنده‌ای در دست نیست و ما تنها مجبوریم دست به دامن عکس‌هایشان شویم. … این راز سر به مهر در سینه‌اش حفظ شده بوده و حالا راندا برن آن را کشف …… مرا به خاطر بسپار

اینچنین مینا گریها کار توست، اینچنین اکسیر ها ز اسرار توست. … هیچ کس از آفتاب خط و گواهی نخواست. … هست ازل را و ابد را اتحاد؛ عقل را ره نیست سوی انتقاد. … که در علوم رسمی به کمال بود با معارف باطنی و لطایف ارباب طریقت آشنا ساخت و چند سالی نیز او را به شام و دمشق – که …… گاه سخن را به زبان خود منسوب می کند و صلا می دهد که:.

آشنا خواهی گر ای دل با خود آن بیگانه را/اول از بیگانه باید کرد خالی خانه … اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم/ در سینه هیچ نیست به جز آرزوی تو/”فروغ فرخزاد” …. از آنچه که مویت به سر آورد مرا/ شرح آن قصه دراز است، به ایجاز مگو/ “علیرضا بدیع” …… یک زن تنها به مردی که دوستش دارد صدها بار شانس دوباره می دهد/”ایلهان برک” …… اصلا بحث چرا؟

پیداست که از علی ، نمی دانی هیچ ! مولا ! مددی که از … هر کس که حدیث دیگری می گوید … نیست به جز یک سر سنگ مزار … مرا در بیت، بیت شعر هایم دستگیری کن … در ولایش آشنا و غیر را با ما بخوان …. چقدر بوی حسین می دهد پگاه نجف.

غزل شمارهٔ ۱۶۸: نیست از دشمن محابا یک سر سوزن مرا · غزل شمارهٔ ۱۶۹: ….. غزل شمارهٔ ۵۳۹: آشنایی به کسی نیست درین خانه مرا · غزل شمارهٔ …. غزل شمارهٔ ۷۲۲: سودا به کوه و دشت صلا می دهد مرا · غزل شمارهٔ …… غزل شمارهٔ ۱۶۱۵: هیچ کس غیر تو در پرده بینایی نیست.

با پنبه بریده از پدر سر: دختر بگذار، نگویم که … می دهد عشقی نشانم، می برد قلب مرا …. تاب بیش از این شکستن، بیش از این تکثیر نیست ….. هرگز نگردی با غم من آشنا، تو هم … برای هیچ و پوچ عشق خود، گه گاه می گیرد …… گیسو طلای شعر، کجایی؟

گه لب لعلش دهد دشنام و گه تحسين کند. هر نفس خود را به … از گريبان تجرد سر برون آورده ام. بوي پيراهن … دولت گردنده دنيا به استحقاق نيست. دور گردون ديو …. جز شرم نيست. در حريم وصل مي بايد مرا هجران کشيد … به کار گل نبندد اهل دل را هيچ کس زاهد … سگ ليلي به جز ليلي نگردد آشنا با کس …. طلاي بي غشي چون درد بي درمان نمي باشد.

در عمیق ترین فکرهایشان ، آنجا که دست هیچکس نمیرسد تا از دریای افکارشان … همان ها که حسادت را بلد نیستند و وقتی خبرِ خوش برای دوستانشان میشوند اشک شوق … مرا که میشنـاسی؟ … و این عهد به من جسارت می دهد که به عزیزترین هایم ساده بگویم : …. چند سال بعد، بر سر راه رفتن به دانشگاه، هواپیمایم در سیاتل برای نیم ساعت توقف کرد.

انتقام : باز كن از سر گيسويم بند پند بس كن، كه نمی گيرم پند ([ برای مشاهده …. کسی که مثل هیچ کس نیست : من خواب دیده ام که کسی می اید ([ برای مشاهده …… نامه هاي توست كه مي تواند مرا تسكين دهد از حال من و كامي بخواهي بد نيستيم كامي كه از …… و با شما آشنا کنم تا اگر خوب یا بد هستند به من تذکر بدهید و مرا کمک کنید؟

کسی که برای شکستن دل انسان مؤمن حرمتی قائل نیست، دلی که احترامش را … به خلق و خوی نیکو، درستکاری و حفظ حریم و حرمت دیگران یاری دهد. … سخت روز عاشورا در حالی که خون در رگ هایش می غلطید مرا در آغوش گرفت و به …… چرا باهاش آشنا م کرد؟ … سر چیزای کوچیک و بی ارزش دعوا را مینداخت و ب هیچ عنوان گذشت نمی …

برچسب‌ها:, , , , , , , , ,

فروشگاه مارکت سنتر