ROLS

غزل آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری

دیوانه و پری · شهریار » گزیدهٔ غزلیات. آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری. ما هم از کارگه دیده … سوخت در فصل گلم حسرت بی بال و پری. خبر از حاصل عمرم …

دیوانه و پری. آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری ما هم از کارگه دیده نهان شد چو پری باز در خواب سر زلف پری خواهم دید بعد از این دست …

ديوانه و پري. آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفري. ما هم از کارگه ديده نهان شد چو پري. باز در خواب سر زلف پري خواهم ديد. بعد از اين دست من و دامن ديوانه سري. منم آن مرغ …

شاعر: محمد حسین شهریار, شعر: آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری , دفتر: گزیده ای از شعار, آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری ما هم از کارگه دیده نهان شد چو پری باز در خواب …

دیوانه و پری: آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری.

غزل آموز غزالانم و با نای شبان غزل خود به غزالان غزلخوان گویم … در شهر ما گناه بود عشق و شهریار زندانی ابد به سزای گناهش است ….. آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری

1 در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم با عقل آب عشق به … قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست …… آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری

آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری ماهم از کارگه دیده نهان شد چو پری باز در خواب سر زلف ….. نداد پاسخ و شرمنده از سوال شدم ❤❤❤ #استاد_شهریار #شهریار #شعر #غزل #عشق …

… شهریار, شعر · + نوشته شده در ساعت 13:1 توسط | نظر بدهيد … از دل من تا لب تو راه چندانی نبود. من که شعر تازه میگفتم تو از بر داشتی. دلبر داشتی. …. آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری. ماهم از کارگه ….. از عشق او بترس غزل مجلسش نرو. امروز میهمانی …

ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست لیک چراغ …… آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری ما هم از کارگه دیده نهان شد چو پری باز در خواب …

تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن! …. بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد … هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده ی عالم دوام …. غزل زیر با نام رنج بی حساب از بهترین سروده های حضرت امام خمینی «ره» است که کسی را در این ایام لایق تر از ایشان ندیدم که از آن سخن باز …. پرنده از لب ایوان پرید مثل پیامی پرید و رفت

غزل شمارهٔ ۱ : ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتها · غزل شمارهٔ ۲ : ای طایران قدس را عشقت …. غزل شمارهٔ ۱۲۷ : کو مطرب عشق چست دانا · غزل شمارهٔ ۱۲۸ : ما را سفری فتاد بی‌ما … غزل شمارهٔ ۱۸۴ : من رسیدم به لب جوی وفا · غزل شمارهٔ ۱۸۵ : از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ….. شکستم من ز گلزاری چه شد · غزل شمارهٔ ۷۳۷ : نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد …

1 در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم … قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست …… آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری

ﻗﻮل و ﻏزل ﻧﻮﺷﺘﻨﻢ ﺑﯿﻢ ﮔﻨﺎه ﮐﺮدﻧﺴﺖ. ﻟﯿﮏ ﭼﺮاغ ذوق …. ﻏزال رﻣﯿﺪه. ﻧﻮﺷﺘﻢ اﯾﻦ ﻏزل ﻧﻐز ﺑﺎ ﺳﻮاد دو دﯾﺪه. ﮐﻪ ﺑﻠﮑﻪ رام ﻏز. ل ﮔﺮدی ای ﻏزال رﻣﯿﺪه. ﺳﯿﺎهﯽ ﺷﺐ هﺠﺮ و اﻣﯿﺪ ﺻﺒﺢ ﺳﻌﺎدت …… آن ﮐﺒﻮﺗﺮ ز ﻟﺐ ﺑﺎم وﻓﺎ ﺷﺪ ﺳﻔﺮی.

لب او از تو فقط شعر و غزل می خواهد … همیشه به کسی تکیه کنید که به کسی تکیه نکرده باشد و او کسی نیست غیر از خدا. پاسخ با … آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری

ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین****قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست لیک چراغ ذوق هم …… آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری****ما هم از کارگه دیده نهان شد چو پری

غزل شماره ۱۳۵ دیوانه و پری. آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری ما هم از کارگه دیده نهان شد چو پری باز در خواب سر زلف پری خواهم دید بعد از این دست من و دامن دیوانه سری

استاد محمد حسین شهریار گزیده اشعار 1 در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمیشوی که. … قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست …… آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری

پایان بیتها با حرف«م» 101 بلبل عشقم و از آن گل خندان … غزل آموز غزالانم و با نای شبان ….. آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری

ابیاتی که به رنگ نارنجی آورده شده است مربوط به غزلی از سعدی است که ملک الشعرای بهار ….. در باديه عشق تو كردم سفري * …. از علاقمندان به اشعار شعرای صاحب نام ایرانی دعوت به عضویت در گروه ادبی …. تا بنجْهد بى ادب لفظى ز لب‏ …. در اين رابطه لطيفه‌اي هم هست: يك نفر دوبين‌ (احول) به دوستش گفت آن دو كبوتر را روي آن شاخه نگاه كن.

بر لب پنجره باز سحر غلغله می … خوش خبر بیا با ارمغان قول و غزل از سفر بیا.

غزل ۱ الا يا ايها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها به بوی ….. غزل ۲۶ زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پيرهن چاک و غزل خوان و صراحی در ….. جلوه می‌دهند ناقوس دير راهب و نام صليب هست عاشق که شد که يار به حالش نظر نکرد ….. ره سفر دارد دل شکسته حافظ به خاک خواهد برد چو لاله داغ هوايی که بر جگر دارد غزل …

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند. یکی ز شب … ز بام و در همه جا سنگ فتنه می بارد. کجا به در برمت ای … گلی کز خنده اش گیتی بهشت عدن خواهد شد. ز رنگ و بوی او … ای مرغ آشیان وفا خوش خبر بیا. با ارمغان قول و غزل از سفر بیا. پیک امید باش … لب خاموش. امشب به قصه ی دل من گوش می کنی. فردا مرا چو قصه فراموش می کنی. این در همیشه در …

ز روی بام بلند سخن ، رها شده است … ترانه ساز کن ای عندلیب باغ وفا ! بیا که حنجره ی عشق ، بی صدا شده است. دوباره از لب شعرم ، شراب می بارد … از شهر غزل ، ترانه خواهم آورد … از آن کبوتر بی پر که صید شاهین شد ….. زین خاکدان تیره ، به فکر سفر منم.

برچسب‌ها:, , , , , , , , ,

فروشگاه مارکت سنتر